محله شهید رستمی

محله

شهید رستمی

محله شهیدرستمی که در محدوده روستای محمدآباد قرار دارد، به یاد شهیدبابارستمی که در این محله سکونت داشت، نامگذاری شد.محمدآباد از آبادترین و سرسبزترین روستاهای آن‌زمان بود که یکی از مستحکم‌ترین برج و بارو‌ها را داشت. تراکم جمعیتی محله شهید رستمی ۲۲۱ نفر در هکتار است که ۵ برابر میانگین جمعیتی شهرمشهد محسوب می‌شود.

محله شهید رستمی
سیداحمد موسوی می‌گوید: یک دوست هیئتی‌مان پرسید اگر صبحانه بیاورم، می‌توانید شنبه‌های‌ام‌البنین (س) را اینجا راه بیندازید؟ ما هم گفتیم بله و الان نزدیک به چهار ماه است که هر شنبه، سفره توسل به حضرت‌ام‌البنین (س) در بوستان شب‌بو پهن می‌شود.
شاید خود حسین جامی هم تصور نمی‌کرد تنها چند ماه بعد از شروع کاراته، سوار بر اتوبوس راهی تهران شود و در‌میان ورزشکاران یک مسابقه کشوری، به‌عنوان کوچک‌ترین شرکت‌کننده روی تاتامی برود و با مدال نقره برگردد.
سال۱۳۵۹، زمین‌های این محدوده دراختیار فردی به نام حاجی قندهاری بود. کم‌کم ساکنان زمین‌ها را خریدند و خانه‌ها یکی‌یکی ساخته‌شدند. آن روزها، این کوچه را با نام خیابان ۲۲بهمن می‌شناختند و حدود بیست‌سال پیش به شهیدرستمی۵۴ تغییر پیدا کرد.
محمدآباد که حالا نام یکی از خیابان‌های پر‌تردد منطقه ۶ شهرداری مشهد است در گذشته یکی از آبادترین روستا‌های مسیر نهر پایین خیابان بود که برج و باروی مستحکمی داشت.
کاراته‌کاران محمدآبادی در تازه‌ترین رقابت کشوری در مجموع رده‌های مختلف، مقام دوم تیمی را به دست آوردند و با بیست‌مدال رنگارنگ به خانه برگشتند. به گفته خودشان، هیچ مسابقه‌ای برایشان تا این حد چالش برانگیز نبوده اما در هیچ میدان نبردی هم تا این اندازه نتوانسته‌بودند از پس چالش‌ها بربیایند!
مهدی جعفری می‌گوید: آن‌سال‌ها انتهای محمدآباد مستقیم به خیابان عماریاسر و جاده قدیم طرق می‌رسید و پارکینگ درشکه‌ها و گاری‌ها طرف صدمتری بود؛ که مردم را تا پنجراه پائین خیابان می‌بردند.
کوچه شهیدابراهیمیان یک در محله شهیدرستمی، یکی از شلوغ‌ترین معابر منطقه۶ است؛ کوچه‌ای که بخش زیادی از رفت‌وآمد و جنب‌وجوشش را مدیون مغازه‌های پرشمار و متنوعی است که در آن فعالیت می‌کنند.
خلیل فراتی، یکی از مؤسسان هیئت دانش‌آموزی قمربنی‌هاشم (ع) می‌گوید: سال ۸۳ عید نوروز همراه ۴۰ نفر از دانش‌آموزان با کاروان راهیان‌نور عازم مناطق جنگی جنوب شدیم، همانجا هم‌پیمان شدیم تا هیئت قمربنی‌هاشم (ع) را راه‌اندازی کنیم.
رژیم بعث عراق برای اسارت شهید رستمی جایزه تعیین کرده بود؛ طلا به‌اندازه وزن خودش. این را همسر شهیدرستمی می‌گوید. نقش موثر بابارستمی در آزادسازی سقز و سنندج و کردستان آنقدر بود که حاضر شوند هم‌وزن یک رزمنده، طلا بدهند.
اینجا مرکز نیکوکاری، کارآفرینی و توانمندسازی «آبشار مهر رضوی» است؛ خانه امید چهارصد‌خانوار مددجو. اعضای این خیریه واسطه خیر هستند و از ارتباطاتشان استفاده می‌کنند تا خیران سراسر شهر را پای کار گره‌گشایی از زندگی هم‌محلی‌های نیازمند بکشانند.
در گذری قدیمی از محله شهید رستمی، صدای پرنده‌ها پیچیده است. صدای پرنده‌ها نظرم را به قفسی بزرگ که بیش از صد پرنده کوچک و جیغ جیغو در آن نگهداری می‌شود، جلب می‌کند.
تاریخ تولد شهیدرجبعلی رنجوری را از روی شناسنامه باطل شده‌اش پیدا می‌کنم؛۱۴ فروردین۱۳۳۴ و روز شهادتش هم پای تابلوی نقاشی پرتره او که به دیوار اتاق آویزان شده ۷ آبان ماه سال ۱۳۶۵ است.
قدسیه صمدی کارآفرین ۵۲ ساله است که با پشتکار خودش توانسته ۱۰۰ کندوی عسل را مدیریت کند. به گفته او در هر کندو بیش از ۳۰ هزار زنبور مشغول تولید عسل هستند. می‌گوید: در محله من را «مامانِ زنبورها» صدا می‌زنند.
پیر و جوان، کوچه محمدآباد‌ ۲۲ را با نام «کوچه شهدا» یا کوچه «هفت شهید» می‌شناسند. «شهید عباسپور» اولین شهید این کوچه است. اما بعد از او هم، حجله شهیدای دیگر، چراغی می‌شود برای شب‌های دلتنگی مادرانِ جوان از دست داده این گذر.
مریم عنایی از سال‌۸۲ وارد عرصه مربیگری والیبال شد سال‌۹۰ در داوری به رتبه درجه ۲ رسید. او که در کارنامه‌اش داوری مسابقات آسیایی والیبال نشسته را نیز دارد پس از طی دوران سخت مبارزه با سرطان، سوم شهریور سال ۱۴۰۳ دارفانی را وداع گفت.
مریم جباری همچنان منتظر بازگشت هادی ماند تا این‌که سال ۶۹، در آخرین گروه آزاده‌های مشهدی خبر رسید که هادی در قرنطینه ارتش دیده شده است. بالاخره خواب مریم خانم تعبیر شد.
حس غریبی است روبه‌روشدن با زنی که داغ ۷ نفر را دیده بود. حاج خانم جمعه‌پور نه‌تنها برای فرزندانش که برای سایر اعضای فامیل هم که به جبهه می‌رفتند و شهید می‌شدند، مادری می‌کرد.
شهید حسین عسکریان از همان نوجوانی در کنار درس کار نقاشی ساختمانی می‌کرد. اما جنگ که شروع شد درس و کار را رها کرد. مادرش می‌گوید: در سه عملیات شرکت کرد و سومین عملیات شهید شد.
مادر شهید اصغر حسین‌پور باغ‌عباسی می‌گوید: همان‌طور شد که خودش پیش‌از آنکه خبر شهادتش را بشنویم، گفته بود. چشم‌انتظارش بودیم ولی نیامد. به ما گفتند مفقودالاثر شده و بعد هم خبر شهادتش را آوردند.
توزیع بسته‌های معیشتی فقط بخشی از فعالیت‌های این خیریه است. محسن کریمی می‌گوید: برای دانش‌آموزان خانواده‌های تحت حمایت، کلاس‌های تقویتی برگزار می‌کنیم و معتقدیم آموزش می‌تواند مسیر زندگی‌شان را تغییر بدهد.